تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

داستان( The Loan )

    ir" target="_blank"> و مایک در حال مسافرت در اتوبوس بودند. آن ها شروع به گرفتن ساعت

    The Loan

    Two friends, Sam and Mike, were riding on a bus. سام کیف پول خود را باز نمود و بیست دلار و اشیاء قیمتی مسافران کردند. Suddenly the bus stopped and bandits got on. “I’m paying you back,” Sam said

    قرض

    دو دوست به نام های سام و یک دسته راهزن وارد اتوبوس شدند. راهزنان شروع به غارت کردن مسافران کردند. “Last week I didn’t have any money, and you loaned me twenty dollars, remember?” Sam said. “Yes, I remember,” Mike said. The bandits began robbing the passengers.ir" target="_blank"> از آن بیرون آورد. They were taking the passengers’ jewelry and watches.ir" target="_blank"> از آن ها می گرفتند. مایک پرسید: «چرا این پول را به من می دهی؟» سام جواب داد: «یادت می آید هفته گذشته وقتی من پول نداشتم تو به من بیست دلار قرض دادی؟» مایک گفت: «بله، یادم هست
    این مطلب تا کنون 92 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ دوشنبه 17 خرداد 1395 [ گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها :

    , , , , , , , , , , ,

آمار امروز شنبه 5 اسفند 1396

  • تعداد وبلاگ :55645
  • تعداد مطالب :237609
  • بازدید امروز :52672
  • بازدید داخلی :6282
  • کاربران حاضر :109
  • رباتهای جستجوگر:166
  • همه حاضرین :275

تگ های برتر امروز

تگ های برتر